|
تنها تو را ستودم / انسان ستودمت که بدانند مردمان محبوب من بسان خدایان ستودنیست
|
تو ای شکوه من
شکوه دلپسند من
تو ان ستاره بوده ای
که مهر اسمان شدی
ز مهر برتر امدی
فراز کهکشان شدی
به دره ها نگاه کن
به زرف دره ها نگر
به تکه سنگ های سرد
به ذره ها نگاه کن
به من بتاب
که سنگ سرد دره ام
که کوچکم - که ذره ام
به من بتاب مرا زشرم مهر خویش اب کن
مرا بخویش جذب کن
مرا هم افتاب کن
حمید مصدق
باور کردنی نیست . 29 سال گذشت . خیلی زود و در عین یک چشم بر هم زدن 30 هم می یاد . بی حس شدم . یحنی بهتره بگم که....... . بی خیال ! بیاد دوست دوران دانشجوییم زینب محمدی افتادم که لای یکی از کتابام بعنوان یادگاری نوشته : بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین * کاین اشارت زجهان گذرا ما را بس .هنوز از کادو مادو خبری نیست . شهرام هم فعلا که به روی خودش نیاورده . باید ببینم وقتی از سر کار اومد چجوری مثلا میخواد سورپریزم کنه . منم البته خودم رو به اون راه میزنم که اصلا انتظار نداشتم و ..... .