|
تنها تو را ستودم / انسان ستودمت که بدانند مردمان محبوب من بسان خدایان ستودنیست
|
این مرد خودپرست
این دیو - این رها شده از بند
استاده روبروی من و
خیره در منست
گفتم به خویشتن
ایا توان رستنم ازین نگاه هست ؟
مشتی زدم به سینه او
ناگهان دریغ
ایینه تمام قد روبرو شکست .
حمید مصدق
گاهی می اندیشم که عشق ناشنواست
و زمانی می گویم که نابیناست
ورنه چگونه ممکن بود
معشوقه
که او را چنین می پرستم / مرا بدین سان تحقیر کند
و عشقم را دور افکند
بن جانسون (۱۵۷۲ـ۱۶۳۷)نمایشنامه نویس / هنرپیشه/ شاعر/ دانشمند کلاسیک/منتقد ادبی/مترجم/ادیب/و رهبر درخشان محفل شاعرانی بود که خود را پسران بن می نامیدند .منظومه تصویرم را در اسکاتلند جا گذاشتم چکیده تمامی تجلیل و شرح مشکلات عاشقی سالخورده است : موهای سفید او گویای سن ۴۷ سالگی ست . شکم او قطور و چهره اش ناهموار است . عاشق پیر ناگزیر است با بیانی شیرین معشوقه را متاثر سازد اما خوب می داند که انچه را معشوقه می بیند موجب می شود تا به انچه می شنود وقعی نهد .
دوست دارم از نظرات شمادر رابطه با این شعر و ارتباط عشق و سن اطلاع پیدا کنم . اگر هم نقدی در رابطه با این شعر دارین خوشحال میشم پذیرای اون باشم .