|
تنها تو را ستودم / انسان ستودمت که بدانند مردمان محبوب من بسان خدایان ستودنیست
|


مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای زامروزها / دیروزها
حس و حال درست و حسابی ندارم . شما حساب کن تا اخرین لحظات زندگی یه نفر که داره جون میده بالای سرش باشی . بعدش اون شخص فوت کنه و اون لحظات تو ذهنت باقی بمونه . چی میشه ! مدام این عکسا رو می بینم و یاد اون لحظات می افتم . من که از مرگ می ترسم . این حرفا رو هم قبول ندارم که میگن مرگ ترس نداره . از هفته گذشته تا بحال فکرم خیلی مغشوشه . اعصاب رو که دیگه نگو . با اینحال باورم نشده و مدام فکر می کنم قصه ای بیش نبوده .