تبليغاتX
اخــــــــریــــــــن بـــــــرگ
تنها تو را ستودم / انسان ستودمت که بدانند مردمان محبوب من بسان خدایان ستودنیست

 

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای زامروزها / دیروزها

 

حس و حال درست و حسابی ندارم . شما حساب کن تا اخرین لحظات زندگی یه نفر که داره جون میده بالای سرش باشی . بعدش اون شخص فوت کنه و اون لحظات تو ذهنت باقی بمونه . چی میشه ! مدام این عکسا رو می بینم و یاد اون لحظات می افتم . من که از مرگ می ترسم . این حرفا رو هم قبول ندارم که میگن مرگ ترس نداره  . از هفته گذشته تا بحال فکرم خیلی مغشوشه . اعصاب رو که دیگه نگو . با اینحال باورم نشده  و مدام فکر می کنم قصه ای بیش نبوده .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط الیکا ( لیلا )  |