|
تنها تو را ستودم / انسان ستودمت که بدانند مردمان محبوب من بسان خدایان ستودنیست
|
در اسمان زندگی خویش جستجوگر ستاره ای بودیم بالاتر از تمامی ستارگان
بدرخشندگی خورشید و بپاکی دریا و یافتیم انچه را که می خواستیم
پس تو ای خوب در بزم اسمانی این دو ستاره بدرخش
چه شبی بود اون شب . اون شبی که من و تو ستاره های مجلسی بودیم که گرد هم جمع شده بودن تا همراه من و تو این شروع عاشقانه رو جشن بگیرن . بیاد اون شب / امشب عاشقانه نگات می کنم تا یک بار دیگه اعتراف می کنم : من تو را از زمین تا کهکشانها * از زمین تا اسمانها * بالاتر از ابر * برتر از من دوست دارم . اون روز عزیز دوست داشتم زودتر بیام و ببینمت وقتی هم که دیدمت خودم رو از یاد بردم . حالا دیگه مال منی / دیگه و دیگه و بازم دیگه مال منی رو یادت می یاد ؟ باز هم الان بهت میگم همه اون حرفایی رو که اون شب بهت گفتم . می خوام اعتراف کنم و بگم بیشتر و عاشقانه تر از اون روزا می پرستمت . امشب یاد اون شب رو گرامی می داریم و بیاد اون شب و بسلامتی همدیگه جام بدست می گیریم .
سرت گرم و دلت خوش باد